حسن حسن زاده آملى
394
هزار و يك كلمه (فارسى)
مىروى و بايد رو به سوى صفا باشد . از صفا به مروه يك شوط است ، و از مروه به صفا يك شوط ، و همچنين ، پس شوط هفتم به مروه تمام مىشود كه بازگشتن به صفا ندارد . در صفا پاشنه پا را به كوه بچسباند ، و همچنين در مروه انگشتان پا را بكوه برساند ، بلكه چه بهتر كه براى حصول يقين از پلّههاى صفا و مروه هم بالا رود چه در آغاز و چه در انجام . و در وقت شروع بدينگونه نيّت مىكند : « سعى ميان صفا و مروه عمره تمتع حجة الاسلام بجا مىآورم قربة الى اللّه تعالى » و در صورت خستگى مىتوانيد كه اندكى در مبدأ و منتهى يعنى در صفا و مروه در هر شوطى استراحت كنيد ولى زياد فاصله نشود كه مبدا عرفا توالى به هم بخورد . و در اثناى سعى بدون عذر عقلانى توقف نكند و ننشيند . و سعى كن كه در سعى با سكينه و وقار باشى . و چون شوط هفتم تمام شد كه به مروه منتهى مىشود بايد تقصير كنى . و آن چنان است - يعنى مقصود از اين تقصير اين است - كه مقدارى از موى سر و شارب و ريش را كوتاه كنى . و اگر از هريك آنها اندكى كوتاه كنى كافى است . ( پس تقصير به معنى كوتاه كردن است ) . و مىتوانى گرفتن ناخن را تقصير قرار دهى ، مثلا ناخن سر انگشتى را با قيچى بچينى . و در حال تقصير هم بايد نيّت كنى ، مثلا بگويى : « تقصير مىكنم به جهت بيرون آمدن از احرام در عمره تمتّع ( يعنى به جهت حلال شدن آنچه كه در حال عمره تمتع حرام بود ) قربة الى الله تعالى » . آخرين اعمال عمره تمتّع ، تقصير است . و به اين تقصير جزء اول حجّ تمتّع كه حجّة الاسلام است انجام يافت كه از احرام بدر مىآيد و همه محرّمات اختصاصى محرم بر او حلال مىشود ، مگر تراشيدن سر و كندن گياه و درخت حرم ، و بوى خوش ، و صيد كه تا شخص از حدود حرم خارج نشود صيد براى او حرام است . و زن كه تا قبل از طواف نساء و نماز آن بر او حلال نمىشود ، بنابر قولى به وجوب طواف نساء و نماز آن در عمره تمتّع هم ، و عمل به آن احتياط خوبى است ، و لكن شهرت با عدم وجوب طواف نساء در عمره تمتع است كه پس از تقصير زن حلال مىشود . ( اما محرّمات غير